مرتضى راوندى

424

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نخست مناسبات بازرگانى ايران و روسيه رو به وسعت نهاد ولى پس از چندى ، در نتيجهء دستبردى كه به كاروان شيروان زده شد ، روابط ايران و روسيه به سردى گراييد و در سال 1075 ه . در نتيجهء هجوم قزاقان « استپان رازين » به كرانه‌هاى درياى خزر ، دولت ايران نگران گرديد ، ولى بعدا معلوم شد كه اين اقدام بدون اجازهء تزار صورت گرفته است . در عهد شاه عباس دوم ، هفت‌هزار نفر از ازبكان چادرنشين به اتفاق اميران در اثر جنگهاى داخلى به ايران پناه آوردند و شاه آنان را به خدمت خود پذيرفت ، و براى آنكه آنها تنها نباشند به اجبار ، هفت‌هزار دختر قفقازى را به نكاح آنان درآورد . در عهد شاه عباس دوم ، مناسبات ايران و عثمانى صلح‌آميز بود ، در سال 1075 هجرى دو نفر نماينده با هشتصد نفر همراه ، از طريق روسيه به ايران آمدند . دولت شاه عباس به گمان اينكه اين هيأت سياسى هستند با آنان به احترام رفتار نمود ولى بعدا معلوم شد كه آنان به قصد تجارت به ايران آمده‌اند و براى معافيت از پرداخت حقوق گمركى خود را نمايندهء سياسى معرفى كرده‌اند . در نتيجه شاه عباس آنان را بدون پاسخ رسمى برگردانيد . در نتيجه روابط ايران و روسيه به تيرگى گراييد ، و با اعزام عده‌اى قزاق به ساحل مازندران ، اولين تعرض نظامى روسيه آغاز گرديد ، ولى به زودى اين غائله خاموش شد . در عهد شاه صفى و شاه عباس دوم ، فعاليتهاى بازرگانى دول غرب در ايران رو به فزونى نهاد . به موجب قراردادى كه دولت شاه صفى با كمپانى انگليسى « ايست اينديا » ( هند شرقى ) منعقد كرد ، مقرر گرديد كمپانى مزبور ساليانه 1500 ليرهء استرلينگ به شاه به عنوان پيشكش تقديم كند و هر ساله در حدود 60 هزار ليرهء استرلينگ ابريشم خريدارى نمايد . در سال 1050 ه . هلنديان از حق صدور ابريشم ايران بدون پرداخت عوارض استفاده كردند . در همين ايام ، تجار فرانسوى با افتتاح تجارتخانه‌هايى در اصفهان و بندرعباس ، امتيازاتى به‌دست آوردند . شاه عباس ثانى كه در آغاز سلطنت ، ميگسارى را منع كرده و مردم را به اظهار زهد و ورع وادار كرده بود پس از چندى توبهء خود را شكست و در كار شرب شراب افراط نمود . بر روى هم ، شاه عباس ثانى پادشاهى نالايق و بىكفايت بود ، پس از او پسرش شاه سليمان به پادشاهى رسيد . اين مرد پادشاهى عياش بود و به امور سياسى توجه نداشت . وقايع و اتفاقاتى كه روى مىداد به كمك سرداران و درباريان حل و فصل مىشد ؛ چنان كه از هجوم تركمنها به استراباد ، به همت كلبعلى خان جلوگيرى شد . ضعف سياسى و انحطاط اقتصادى ايران ، كه با مرگ شاه عباس اول آغاز شده بود در مدت سلطنت 28 سالهء شاه سليمان بيش از پيش آشكار گرديد . شكوه و جلال دربار ، ولخرجى شاه ، مداخلهء زنان و خواجه‌سرايان در امور كشورى ، روزبه‌روز به ضعف دولت صفوى كمك مىكرد تا جايى كه در زمان شاه سلطان حسين ، پسر شاه سليمان ، يكباره دولت صفوى منقرض گرديد . در اواخر حكومت صفويه ، روزبه‌روز بر تجملات درباريان و فئودالها افزوده مىشد و دولت براى تأمين اين مخارج گزاف ، راهى جز افزايش مالياتها نداشت . در دورهء شاه سلطان - حسين كه از 1106 تا 1135 ه . سلطنت كرد ، ميزان ماليات چند برابر شد . از اطلاعاتى كه « عيسى خاسان جلاليان » در اختيار ما مىگذارد به‌خوبى پيداست كه عمال دولت بدون كمترين مآل‌انديشى با چوب و شلاق ، كشاورزان را وادار مىكردند كه آخرين وسايل زندگى خود را